|
دستيابي به زبان مشترك صنعت و دانشگاه
نويسندهگان:
[ صمد بنيسي ] - استاديار دانشكده فني، بخش معدن دانشگاه شهيد باهنر كرمان [ عباس سام ] - استاديار دانشكده فني، بخش معدن دانشگاه شهيد باهنر كرمان [ ناصر نوبري ] - مدير امور مطالعات و تحقيقات مجتمع مس سرچشمه رفسنجان [ آذر پرتوآذر ] - رئيس تحقيقات كاربردي، مجتمع مس سرچشمه رفسنجان
خلاصه مقاله:
يكي از موانع مهم در برقراري ارتباط سيستماتيك، پويا و پيوسته بين صنعت و دانشگاه عدم دسترسي به زباني است كه براي هر دو طرف كاملاً شناخته شده باشد. هدف عمده صنايع سود بالاتر است در حاليكه در دانشگاه توجيه علمي و ارائه مكانسيمي براي يك پديده، مسئله اصلي مي باشد.ترجمه نشدن نيازهاي واحدهاي صنعتي به زبان دانشگاهي شايد از عوامل موثر در ناموفق ماندن پروزه هاي مشترك بين اين دوقطب اصلي توسعه كشور باشد.
در جهان امروز براي حل اين معضل راههاي متنوعي در پيش گرفته شده است. ايجاد مراكز تحقيقاتي درصنايع بزرگ كه نقش واسطه بين صنعت و دانشگاه را ايفا مي كند يكي از اين راهها است. اين عناصر واسطه، با آشنايي كامل به مسائل صنعتي آنها را به زبان دانشگاه ترجمه مي كنند و به صورت پروژه هايي به مراكز آموزش عالي ارائه مي دهند. موسساتي در اين امر موفق بوده اند كه نقش واسطه را به افرادي محول كرده اند كه هم مسائل صنعت را خوب مي شناسند وهم به امور دانشگاه ها آگاهي دارند. در واقع با تجربه ترين افراد صنايع در اين بخش به فعاليت مشغولند. كشور ژاپن نمونه بارز اين نوع سيستم ارتباطي مي باشد [2]. در بعضي از صنايع كشور مشاهده مي شود كه در بخش تحقيقات از افراد كم تجربه و نه چندان موفق بهره گرفته مي شود كه اين تا حدي در عدم موفقيت كامل تحقيقات در صنايع نقش داشته است. كار ايجاد پژوهشكده هاي تحقيقاتي در دانشگاه ها به كمك صنايع نيز در بعضي كشورها در پيش گرفته شده است. با اتخاذ اين روش، پروژه هاي دوره هاي تحصيلات تكميلي دانشگاه ها كاربردي تر مي شوند. در نتيجه با كمك به حل مسائل صنايع، اين دوره ها (كارشناسي ارشد و دكترا) رونق بيشتري مي گيرد. كشور دانمارك سالهاست كه در اين مسير تجربه كسب كرده و كشور استراليا نيز در سالهاي اخير شروع به تاسيس چنين مراكزي نموده است.
در بعضي از كشورها مانند امريكا و كانادا دولت با تاسيس مراكزي، به طور مشترك با صنعت، پروژه هاي تحقيقاتي را حمايت مالي مي كند. بدين صورت كه اگر صنعت 10% هزينه يك پروژه را تقبل كند بقيه را دولت تامين مي نمايد. در اين روش آزمايشگاه هاي دانشگاه ها مجهزتر شده و رشد تحصيلات تكميلي تسريع مي شود.
راه ديگري كه به نظر مي رسد براي كشورهايي كه در ابتداي راه برقراري ارتباط بين صنايع و دانشگاه هستند، مناسب مي باشد. ارتباط مستقيم و يا حضور محقق دانشگاهي در صنعت و آشنايي با مسائل صنعت از طريق مشاوره و انجام پروژه ها با مشاركت كاركنان صنايع است. اين راه نسبت به راه اول به مراتب مشكل تر بوده و زمان زيادي براي بهره دهي نياز دارد و در واقع زمينه ساز ايجاد مراكز تحقيقاتي و پژوهشي مشترك مي باشد.
در اين مقاله به عوامل موثر در پيوند دانشگاه و صنعت پرداخته مي شود و با ارائه چند نمونه موفق ارتباط صنعت، دولت و دانشگاه پيشنهاد هايي نيز براي هموارتر كردن اين دو راه و رسيدن به زبان مشترك ارائه مي گردد.
كلمات كليدي:
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-CIMRDC01-CIMRDC01_053.html ]
|