|
شهرهاي دانش :مشخصات ، ملزومات و نقش آنها در توسعه دانايي محور Fulltext
نويسنده:
[ ] -
خلاصه مقاله:
بعد از آنكه در سال 1949 مفهوم و تعريفي جديد از توسعه توسط ترومن ، رييس جمهور وقت آمريكا ارائه گرديد تغييرات زيادي در نحوه برخورد ب ا آن و الگوهاي ساخته شده از روي آن پديد آمد . اگر چه در دهه هاي 50 و 60 ميلادي رويكرد اكثر كشورهاي جنوب به توسعه به معناي افزايش رشد اقتصادي و درآمد سرانه بود، اما عدم تخصيص متناسب و متوازن اين دستاوردها به اقشار مختلف مردم نتايج معكوسي را در جهت فقرزدايي و بهبود توسعه در اين كشورها به همراه آورد . 1 از دهه 70 به بعد كه آلودگي زيست محيطي به عنوان يك خطر بسيار جدي مطرح شد مفاهيمي نو در ارتباط با توسعه پديد آمد . مهمترين آنها توسعه پايدار بود كه به حفظ منابع با ارزش براي نسلهاي بعد تأكيد مي ورزيد . همزمان الگوي رشد اقتصادي جاي خود را به توسعه متوازن داد كه بيشتر بر تقسيم امكانات و فرصتها تأكيد مي ورزيد تا از طريق آن شكاف بوجود آمده را ترميم كند .
در اين بين نقش شهرها به عنوان مراكز بزرگ اقتصادي پررنگتر گرديد و به مرور به عنوان هويتي مستقل در آمدند . تغييرات دهه 90 و بوجود آمدن مديريت دانش برروي موضوعات ذكر شده تأثير گذاشت و مديريت دانايي توانست در شهرها – كه اكنون حالت سازماني و شركتي به خود گرفته بودند – رخنه نمايد . شهرهاي امروز بر پايه مزيت رقابتي استوار شده اند و نه مزيت نسبي ) ).Van Dijk , 2006 هر شهري براي تداوم رشد وتوسعه خود مجبور به رقابت با ديگر شهرهاست و از اين رقابت گريزي نيست . هرشهري بايد سرمايه هاي انساني و اجتماعي را جذب كند تا قادر به بهبود در فرآيند توسعه گردد . اين رقابت خود سبب به كارگيري مديريت دانش به طور وسيع در شهرهاي بزرگ و پيشرفته دنياست . تركيب و تلفيق اين موضوعات موجب شد كه با ورود به قرن 21 شهرهاي دانش به وجود آيند كه حيات خود را مرهون بهره گيري از دانش هستند . تحقق توسعه دانايي محور در شهرها نيازمند ملزومات و اتخاذ سياستهايي مي باشد كه در اين مقاله به آنها پرداخته شده است .
كلمات كليدي:
شهردانش ، مديريت دانش ، توسعه دانايي محور ، اقتصاد دانايي ، تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات ، توسعه پايدار
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-IKMC01-IKMC01_018.html ]
|