|
مقايسه تطبيقي جايگاه و اختيارات مجريان طرحهاي كلان سد سازي كشور Fulltext
نويسندهگان:
[ وفا تابش ] - مجري طرح سد و نيروگاه كارون 3، شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران [ بهراد كيافر ] - كارشناس شركت مهندسي مشاور مهاب قدس، كارشناس ارشد مديريت پروژه و ساختPMP [ محمدحسين صبحيه ] - رئيس انجمن مديريت پروژه ايران، استاديار و مدير گروه مديريت پروژه و ساخت دانشگاه تربيت مدرس و معاون پژوهشي و مشاوره مؤسسه تحقيقات و آموزش مديريت، (وزارت نيرو)
خلاصه مقاله:
طر حهاي كلان سد سازي از جمله طرح هاي ملي محسوب مي شوند كه داراي ويژگ يهاي متمايزي م يباشند. س دها سازه ها يپيچيده اي هستند كه با اهداف تأمين آب، توليد برق و كنترل سيلاب احداث مي شوند. با ساخت سدها تغييرات قابل ملاحظه اي به لحاظ زيست محيطي، اجتماعي، اقتصادي و حتي سياسي در منطقه اجراي طرح پديد مي آيد. اين وضعيت منجر به تداخلات كاري با بسياري از سازما نهاي اجرايي ملي و منطقه اي مي گردد. به علاوه طرح هاي سدسازي به دليل وابستگي شديد به شرايط طبيعت و تقريبي بودن طراحي هاي اوليه كه با تكميل حفاري هاي اكتشافي نهايي مي شوند، عدم قطعيت بالايي دارند. بدين ترتيب دستگاه هاي مجري اينگونه طرحها بايستي از صلاحيت و اختيارات لازم جهت تصميم گيري و اجرا برخوردار باشند تا بتوانند ميزان دستيابي به اهداف طر حها را در حداقل زمان و با كمترين هزينه به حداكثر برسانند. اين پژوهش، در قالب يك تحقيق اكتشافي، سعي بر بازشكافي الگوهاي مديريتي موجود در چند طرح سدسازي كلان كشور داشته است، كه طي آن طيفي از الگوهاي سازماندهي شناسايي شد. در طرح هاي سدسازي با احجام و هزينه هاي اجرايي بالاتر، الگوهاي پروژه اي كاربرد بيشتري داشته است كه در آن اختيارات مجري بيشتر و سرعت تصميم گيري ها بالا است.
كلمات كليدي:
سازمان پروژه، جايگاه سازماني، اختيار و مسئولي ت، پروژ ههاي كلان
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-IPMC02-IPMC02_011.html ]
|