|
رهبري تحول آفرين و سازه هاي شخصيتي اثر گذار بر آن در فضاي فرهنگي ايران Fulltext
نويسندهگان:
[ منصور مومني ] - عضو هيات علمي دانشگاه تهران [ علي حسيني ] - دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت دانشگاه شهيد بهشتي [ مصطفي محمدي ] - دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت دانشگاه تهران
خلاصه مقاله:
پايگاه قدرت رهبري بواسطه شخصي معين مي گردد كه منابع آرمانگرايانه ويا ويژگي هاي شخصيتي برجسته دارد . قدرت رهبري در سايه تحسيني كه فرد از مرجع خويش كرده و آرزويي كه براي شبيه شدن به او مي نمايد تكوين ميابد چنين نيرويي د ر عمق وجدان پيروان نفوذ كرده آنها بدون آنكه اجباري داشته باشند سعي مي كنند از نظر رفتار و نگرش او را الگو قرار دهند و براي موفقيت و رسيدن به سعادت از وي تقليد نمايند و راه حل هاي او را بهترين بدانند به بيان ديگر قدرت رهبري نوعي فره مندي است . در اين راستا رهبري تحول آفرين قدرتي است كه توانايي اعمال نفوذ و برقراري تعهد و يك سري اصول اخلاقي مدون درميان پيروان را داشته و با درك صحيح از تغييرات و چالش هاي محيطي روح مقابله را در آنان مي دمد . در دوران كنوني جوامع وسازمانها بصورت فزاينده اي با محيط پويا ومتغيري مواجهند . سياست ها و مخاطرات جهاني، نوسانهاي اقتصادي ،رقابت ،تكنولوژي و عواملي از اين دست مي توانند منابع تهديد و يا حتي فرصتهاي استراتژيكي محسوب شوند كه غفلت از آنها ممكن است ضررهاي جبران ناپذيري براي سازمان و جامعه بوجود آورد . از طرفي معمولا سازمانها و اعضاي آن در برابر تحول مقاومت مي كنند اين مقاومت مي تواند ناشي از پاي بندي به عادت ،وحشت از موضوع مجهول،مكانيزم ساختاري يكنواخت سازمانها ويا هنجارهاي نادرست گروهي باشد . معمولا اين ايستادگي به نتايج نابهنجاري مي انجامد و باعث مي شودتا واكنش به تغييرات محيطي بسيار دير انجام گيرد . تنها با بروز رفتارهاي تحول آفرينانه از جانب رهبري است كه پيروان آمادگي رواني تحول را پيدا مي كنند و از محافظه كاري و مقاومت در برابر تغييرات دست مي كشند . با توجه به ضرورت تغيير و تحول در نظام اداري ج مهوري اسلامي ايران و نياز به نوسازي سازمانها و افزايش قابليت آنها براي بقا در محيط چالشي امروز، در اين پژوهش رهبري تحول آفرين از حيث سازه هاي شخصيتي دخيل بر آن مورد بررسي قرار گرفته است . عناصر اصلي مورد نياز براي تدوين مدل رهبري تحول آفرين و ساز ه هاي شخصيتي متناظر با استناد به مباني نظري پژوهش و مطالعات تطبيقي دريافت مي گردد . پنج سازه شخصيتي بعنوان متغير مستقل و هشت عامل رفتاري مرتبط با رهبري تحول آفرين شناسايي و در پرسشنامه گنجانيده شده است . پس از برآورد روايي و اعتبار پرسشنامه اوليه ،پرس شنامه ها ميان مديران منتخب دستگاه هاي دولتي ايران توزيع و آنگاه مورد تجزيه تحليل قرار گرفت . درمرحله تجزيه تحليل آماري با بكار گيري از نرم افزار spss ، رگرسيون و نيز كوواريانس بين تك تك سازه ها شد . نتايج حاكي از وجود ارتباط معني دار بين متغير هاي مستقل و وابسته مورد بررسي در مدل پيشنهادي بود . با اين و عوامل محاسبه توصيفات بطور كلي يافته هاي اين پژوهش مي تواند راهنماي مفيدي در شناخت عوامل ( به مثابه مدل واره ) در جهت رشد و پيشبرد تحول آفريني قدرت رهبري در سازمانهاي عمومي و دولتي كشور در راستاي تحقق اهداف و ماموريت هايشان محسوب گردد
كلمات كليدي:
مرجعيت،سازه هاي شخصيتي،تحول آفريني،پيروان،چالش هاي محيطي
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-IRIMC04-IRIMC04_010.html ]
|