|
رهبري سازماني و توانمندسازي منابع انساني در مدل راهبردي مديريت دانش Fulltext
نويسندهگان:
[ ناصر بيك زاده مرزباني ] - كارشناسي ارشد مديريت اجرايي مديرعامل شركت گسترش سرمايه گذاري ايران خودرو [ حسن سوري ] - كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، مدير پروژه استقرار نظام مديريت دانش شركت گسترس سرمايه گذاري ايران خودرو
خلاصه مقاله:
در اين مقاله به نقش رهبري سازمان در ايجاد سازمان هاي يادگيرنده و دانش بنياد ازطريق توانمندسازي و توسعه پايدار منابع انساني، با استفاده از مفاهيم مديريت دانش پرداخته مي شود .
امروزه سرعت تغيير در خدمات و كالاها و همچنين جهاني شدن اقتصاد تاثير خود را به گونه اي در تمامي بنگاه هاي اقتصادي نمايان كرده كه رفتار و فرهنگ مردم و كاركنان سازمان ها تحت تأثير اين تغييرات قرارگرفته است . رشد اطلاعات و دانش بسيار سريع و نمايي شده كه درنتيجه ديدگاهي براي توسعه فرآيندها بر پايه توسعه مديريت دانش سازماني در ارتباط با فرآيندهاي شغلي بروزكرده است . در اين ديدگاه، بخش عظيمي از تغيير فرآيندهاي شغلي ازطريق تغييرات توانمندي هاي ايجاد و مديريت دانش فرآيندهاي كاري و محيط آن پديد آمده است . دراين مقاله ضمن معرفي مديريت دانش و سازمان هاي يادگيرنده، ابتدا به ارائه مدلي پرداخته مي شود كه هدف آن ايجاديك سازمان يادگيرنده ازطريق توانمندسازي و توسعه پايدار منابع انساني براساس فرآيندهاي مديريت دانش است . سپس نقش كليدي رهبري سازماني در اجراي مدل تشريح مي گردد . مدل مذكور توجه ويژه اي به دانش شخصي و دروني كاركنان سازمان ها ازطريق كشف، كسب، توليد، تسهيم و استفاده از آن به منظور ايجاد سازماني يادگيرنده خواهدداشت . اين مدل در راستاي ايجاد يك فرهنگ و فضاي توانمندساز، هم تكاملي است و هم انقلابي . و ضمن مرحله اي بودن، در آن گام هاي لازم جهت تغيير وضع موجود و دستيابي به يك سازمان پويا و يادگيرنده برداشته مي شوند
كلمات كليدي:
عصر دانش محوري، رهبري سازماني، مديريت دانش، سازمان هاي يادگيرنده
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-IRIMC04-IRIMC04_013.html ]
|