|
ارزشهاي زيست محيطي اكوسيستم هاي جنگلي
نويسندهگان:
[ نعمت الله خراساني ] - [ مصطفي پناهي ] -
خلاصه مقاله:
فقدان آگاهي علمي از ابعاد كمي و كيفي ارزش اقتصادي توليدات و خدمات اكوسيستمي حاصل از جنگل ها، هم راستا با رشته اي از عوامل گوناگون تخريب ، تغيير كاربري اراضي جنگلي را به سود فعاليت هاي ديگر توجيه پذير مي سازد . عدم برخورداري از چنين آگاهي هايي موجب گرديده كه در ايران، نظير بسياري ديگر از كشورهاي در حال توسعه، فرآيند تصميم گيري سياسي و اقتصادي در مورد استفاده هاي كنوني و موجوديت آتي منابع جنگلي با ابهامات زيادي مواجه گردد و تلاش براي دستيابي به انتخاب هاي صحيح و تخصيص بهينه منابع طبيعي در اختيار ، دربند مشكلات مربوط به مخاطرات و عدم حتميت هاي ارزيابي باقي بماند . سستي مباني نظري و ناديده انگاشتن ملاحظات علمي در گزينش رويكردهاي روش شناختي براي انجام مطالعات ارزش گذاري اقتصادي مي تواند به نتايجي بيانجامد كه بقاياي عرصه هاي جنگلي را به سرعت در ميانه دو تيغه افراط و تفريط گرايانه مضمحل سازد . برآوردهاي اريب داري كه ارزش جنگل ها را كمتر و يا بيشتر از حد نزديك به واقعيت نشان دهند، يا استهلاك سرمايه هاي طبيعي سرپا را در پي خواهند داشت و يا آزمندي كاربريهاي رقيب براي اراضي جنگلي را مشروع جلوه گر خواهد ساخ ت . به هر حال، بايد يادآوري كرد كه تحقق پايداري از تلفيق دو مقوله حفاظت و استفاده عقلاني از منابع طبيعي چون جنگل به هيچ وجه پديده اي غير اقتصادي قلمداد نمي شود و سازماندهي اقدامات براي نيل به تقريب دو نظام اقتصادي و اكوسيستمي به شكل تلاش بي وقفه براي تضارب انديشه هاي موجود، از چندي پيش آغاز گرديده است.
اين تحقيق درصدد است با تكيه بر اهم بنيادهاي نظري و ملاحظات عملي مربوط به روش شناسي مطالعات ارزش گذاري اقتصادي، يافته هاي تحقيقي خود را در زمينه ارزش گذاري برخي سه محدوده
طرح جنگلداري واقع در شمال ارائه كرده و تنگناها و استدلال هاي مورد نياز در اين باره را به بحث و تحليل گذارد.
كلمات كليدي:
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-IRSEN06-IRSEN06_025.html ]
|