|
نقش زن در توسعه پايدار
نويسنده:
[ منيژه مجلسي ] - مديرگروه بهداشت محيط دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
خلاصه مقاله:
توسعه پايدار به عنوان يكي از بسترهاي تعالي و رشد انسان، آنگاه مي توا ند موفقيت آميز باشد كه با ياري و مشاركت همه گروه هاي اجتماعي و براي همه آنان صورت پذيرد. در ميان گروههاي اجتماعي زنان نيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند و بدليل ارتباط مستقيم آنان با گروه هاي سني جوانان، نوجوانان كودكان و نيز تاثير نيم ديگر جمعيت ، يعني مردان از مهمترين و موثرترين گروههاي اجتماعي به شمار مي آيند، و اين واقعيتي است كه در جوامع در حال توسعه كمتر مورد توجه قرار گرفته است به همين جهت عليرغم برنامه ريزي ها و حمايت هاي انجام يافته هنوز زنان
در بعضي كشورها نتوانستند به جايگاه و نقش مناسب خود در اداره امور كشور و در تصميم گيري ها دست يابند.
به هر تقدير جامعه اي كه مي خواهد به سوي توسعه حركت كند اگر صرفاٌ به عوامل مادي توجه داشته باشد و تعالي انسان ها و كاهش نابرابري ها را در نظر نگيرد به موفقيت دست نخواهد يافت. به عبارت ديگر سواد، تندرستي، تغذيه صحيح، تامين مسكن در جامعه جزو نيازهاي اساسي زن و مرد، دختر و پسر است . اگر در جامعه اي ضريب با سوادي، تندرستي شاخص هاي تغذيه و تامين مسكن، ايجاد اشتغال و درآمد ، بالا رود اما توزيع آن بين زن و مرد متعادل نباشد آن جامعه توسعه نيافته است . بهمين جهت مسئولين متوجه شدند كه زنان نقش به سزائي در فرآيند توسعه دارند.
توجه به نقش زنان در فرآيند توسعه از اوايل دهه هفتاد ميلادي ناشي از دو واقعيت مهم عدم تحقق كلي نظريات توسعه در بهبود كشورهاي جهان سوم و موقعيت نامطلوب اجتماعي، اقتصادي زنان در اين كشورها بود . نتيجه آن كه با وجود طرح رهيافت هاي مختلف برابري زنان و مردان به نظريه رفاهي مساوات و فقرزدايي، نظريه كار آي ي و نظريه توانمندسازي زنان توجه جدي شد. رسيدن به معيار توانمندسازي زنان در چارچوب تحليل جنسيتي نياز به يك حركت همه جانبه دارد كه شامل اصلاحات فرهنگي، اجتماعي، ساختار حقوقي و تغيير تدريجي باورها و ارزش ها و همچنين برنامه ريزي از پايين به بالا دارد . بهمين جهت امروزه دنيا با اين واقعيت مواجه شده كه زنان ديگر نمي توانند به عنوان عوامل نامريي در فرآيند توسعه به حساب آيند نقش آفريني و توانمنديهاي زنان در ميزان موفقيت دولت هاي در حال توسعه در زمينه كنترل رشد جمعيت، بيكاري و پراكندگي درآمد فردي و حفظ محيط زيست سياستگذاران كلان دولتي را واميدارد تا زنان را از حصار نامريي بودن درآورد؛ زنان علاوه بر وظائف شخصي و خانوادگي قادرند در حركتهاي اجتماعي نقشهاي مهمي ايفا نمايند كه يكي از جنبه هاي مهم آن مشاركت در برنامه هاي توسعه و محيط زيست مي باشد.
امروزه محيط زيست يعني مجموعه شرايط زيستي موجود بر سياره زمين بستر اصلي زندگي و فعاليت انسان، دستخوش تغييرات گسترده و بعضاٌ ناهنجاري قرار گرفته كه برخي اثرات آن به صورت تخريب و آلودگي در مقياسهاي محلي، ملي منطقه اي و جهاني آشكار گرديده است بسياري از مشكلات زيست محيطي جوامع، آلودگي هوا، سروصدا، آلودگي آب بحران زباله ساخت و سازهاي بي رويه شهرنشيني فزاينده، وجود پسماندهاي خطرناك استفاده از سموم، تخريب جنگلها ، تغيير مسير آبراهه ها و حتي وقوع برخي بلاياي طبيعي عمدتاٌ ناشي از ناآگاهي، كم آگاهي، سود جويي و يا عدم مشاركت گروهها در حركت اجتماعي و اقتصادي است. زنان يكي از مهمترين گروههاي اجتماعي متاثر از كيفيت محيط زيست و در عين حال موثر برآن مي باشند كه دامنه هر يك از آنان مي تواند از خود و خانوانده تا كل جامعه را شامل گردد.
كلمات كليدي:
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-IRSEN06-IRSEN06_028.html ]
|