|
مباني فرهنگي مديريت پسماند در فرهنگ ايراني Fulltext
نويسنده:
[ محمد نقي زاده ] - عضو هيأت علمي دانشكده هنر و معماري، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي
خلاصه مقاله:
علي رغم آ نكه د ر بسياري موارد پايه گذاران آرا ي جديد با بيان مختصّات نظريات خويش و همچنين پيشنهاد كردن راههاي تجلّي آنها، سعي در القاء وجود الگويي واحد (كه متضمّن گسترش آراء و جها نبيني آنها نيز باشد) را دارند، با توجّه به اختلافات و تفاو ت هايي كه بين اصول و ارز ش ها، دين ، فرهنگ ، هنر و شرايط محيطي و اقليمي و مختصّات جغرافيايي و امكانات فني و اقتصادي و به طور خلاصه بين جها ن بيني و روش زيست ملل و جوامع و حتي خرده فرهنگها و مجتم عهاي زيستي مختلف وجود دارد، هر ملّت و جامعه اي بايستي بتواند تعريفي ملّي و بومي از عناوين آراء جديد و شيوه هاي نو در دست داشته باشد . وجود اين تعاريف عاملي در جهت استقلال ، هويت و خودكفايي و اعتماد به نفس جامعه شده و پويايي و تكامل فرهنگي آنها را تقويت نموده و حتّي (در صورت ارائۀ كارنامۀ مناسب ) عامل بسط و گسترش جها نبيني، فرهنگ جامعه و شكوفايي علم و اقتصاد خواهد شد. مقالۀ حاضر پس از ذكر مقدم هاي، موضوعات مورد نظرش را تحت عناوين “مقدّمه”، “سابقۀ تاريخي”، “عوامل فرهنگي”، “مباني فعّاليتهاي انسان در زمين ” و نهايتاً “نتيجه گيري” مورد بحث قرار خواهد داد . علّت اصلي اين توجّه نيز به اين دليل بوده است كه غفلت از جنب ههاي معنوي و فرهنگي حيات انسان، در بسياري از موارد و حتّي در زمينه هاي مادّي و فنّي مشكلاتي را براي انسان به موضوعات مادّي را به وقتي ديگر موكول مينمايد.
كلمات كليدي:
پسماند، فرهنگ، فرهنگ ايراني، روش زيست، توسعۀ پايدار، مديريت، آموزش
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-NCWM03-NCWM03_029.html ]
|