|
مقايسه موردي چهار روش FAO , EPM , MPSIAC و BLM در برآورد فرسايش و رسوب حوضه آبخيز تنگ كنشت Fulltext
نويسندهگان:
[ سعيد راستگو ] - دانشجوي كارشناسي ارشد آبياري و زهكشي دانشگاه فردوسي مشهد [ بيژن قهرمان ] - استاديار گروه مهندسي آب دانشگاه فردوسي مشهد [ كامران داوري ] - استاديار گروه مهندسي آب دانشگاه فردوسي مشهد
خلاصه مقاله:
فرسايش خاك از جمله فرآيندهايي است كه منابع آب و خاك و در نهايت تمدن كشاورزي و فرهنگي يك كشور را مورد تهديد قرار مي دهد. فرآيند فرسايش بسيار پيچيده است و عوامل زيادي در آن دخيل هستند كه از جمله مهم ترين آن ها عوامل اقليمي، شيب زمين، پوشش گياهي، مديريت و نحوه كاربري اراضي را مي توان نام برد. به دليل عدم وجود اطلاعات در منطقه مورد مطالعه از بين روش هاي تجربي، چهار روش BLM, FAO, EPM, MPSIAC انتخاب گرديدند. ارزيابي اين چهار مدل در يكي از حوضه هاي استان كرمانشاه با نام تنگ كنشت صورت پذيرفت. از بين چهار مدل مذكور، دو مدل اوليه، فرسايش و رسوب را به صورت كمي برآورد مي كنند و دو مدل ديگر، فرسايش را به صورت كيفي بيان مي كنند. ويژگي هاي ظاهري حوضه مذكور نشان از ميزان متوسط فرسايش دارد كه بر اساس روش MPSIAC ميزان فرسايش سالانه حوضه 1002/7m2/Km2 و بر اساس روش EPM اين مقدار 1739/2 m2/Km2 به دست آمد. هم چنين ميزان رسوب سالانه در روش EPM , MPSIAC به ترتيب برابر با 521/7m3/Km2 , 307/8m3/Km2 محاسبه شد. در روش هاي BLM , FAO امتيار نهايي مربوط به فرسايش به ترتيب برابر با 47/3 و 29/1 محاسبه گرديند. لذا در روش FAO ميزان فرسايش در كلاس چهارم قرار گرفت كه نياز به تغييرات وسيع و همه جانبه در اداره اراضي و محدود كردن عمليات ساختماني دارد. در روش BLM نيز كلاس فرسايش در گروه كم ارزيابي شد. تفاوت هاي مشاهده شده بين مدل هاي MPSIAC , EPM ناشي از اختلاف ذاتي در برآورد فرسايش در روش هاي مذكور مي باشد. اما اختلاف مشاهده شده در مدل هاي BLM , FAO به دليل كيفي بودن پارامترهاي آن ها وسليقه اي بودن نظرات كارشناسي مي باشد. بررسي ها و تحقيقات صورت گرفته حاكي از آن است كه مدل MPSIAC نتايج بهتري را ارائه ميكند و مي توان از آن براي حوضه هاي فاقد آماهر استفاده نمود.
كلمات كليدي:
فرسايش ، رسوب BLM , FAO , EPM , MPSIAC
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-SCSWR02-SCSWR02_024.html ]
|