|
فلز زايي پركامبرين در ايران مركزي، فرآيندي از منالوژني منسوب به جبه
نويسنده:
[ بهرام ساماني ] - سازمان انرژي اتمي ايران
خلاصه مقاله:
جايگاه كلي كانسارهاي كره زممين، خارجي ترين و نازكترين بخش آن يعني پوسته زمين است. پيشرفت و توسعه تكنولوژي در مكاتب فكري و علمي گوناگون اطلاعاتي را فراهم ساخته است كه بر مبناي آن شكل گيري و عوامل زايشي كانسارهاي درونزاد پيچيده تر و فراوانتر از آن مي نمايد كه در گذشته تصور مي شد. بر پايه دانش كونوي بسياري از سازندهاي ماگمايي و كانسارهاي شناخته شده زاييده تكامل و تكوين لايه هاي ژرف جبه (گوشته) به عنوان منشا بسياري از ماگماهاي كانه دار و مواد كانه در كره زمين است.
در بسياري از ايالتهاي متالوژني رابطه مستقيمي بين شكل گيري پوسته و كانسارهاي شناخته شده وجود ندارد بلكه منسوب به حجره ها و دملهايي است كه در زير پوسته يعني جبه (Mantle) بوجود آمده است كه از آن ميان مي توان كانسارهاي Fe, Hg, Sb, Mo, W, Sn نوع رسوبي – گرمابي در ريفتهاي اقيانوسي يا كانسارهاي كربناتيتي – متاسماتيتي كافتهاي ميان قاره اي را نام برد.
بر مبناي بررسي هاي انجام شده روي زنوليتهاي (Xenoliths) گوشته و انكلوزيونهاي كانيها، چنين پنداشته مي شود كه سيالات نشات يافته از گوشته مركب از گازها و مواد قليايي است كه (Mantle inchor) HACONS ناميده مي شود. در اين تركيب –H هيدروژن ، هالوژنها، حرارت، -A قلياييهاي شامل سديم، پتاسيم ، ليتيم ، روبيديم و سديم، -C كربن، -O اكسيژن؛ -N ازت، -S سيليسيم، گوگرد ، سلنيم و تلوريم است. HACONS مواد سبك خيلي فعالي است كه مي تواند از شبكه بلورين سيليكاتها جدا گردد. اين مواد تمايل به سانتريفوژ داشته و از هسته (Core) به سوي بيرون نفوذ و حركت مي كنند كه بر حسب جايگاه در گوشته پاييني – مياني از نوع H-HACONS در زير ليتوسفر A-HACONS و در نهايت در گذر از مناطق ضعيف پوسته مثل گسله هاي ژرف، ريفتها و گسله هاي جدا كننده (Detachment Fault) به نوع O-HACONS تغيير مي يابد. پندار دانشمند بر اين است كه ماگماهاي نشات گرفته از جبه، مثل بازالتوئيدها، كيبريليتها، اولترابازيكها (كماتيتها) ، نقلينيتها، كربناتيتها، لامپروفيرها و اسپيليتها نتيجه كنش بين A-HACONS با لهرزوليتها در ژرفاي مختلف و با درجات متفاوت از ذوب بخشي است. امروزه حركات ژئوتكتونيكي، مثل تصادف صفحه ها (Plate CollisionCollision)، ريفتي شدن، پويايي در پلاتفرم ها، زلزله ها، ساختارهاي جدا كننده ، ماگماتيسم ، شكل گيري حوضه ها ، رسوبگذاري گرمايي، دگرگوني ناحيه اي و زايش كانسارهاي درونزاد عموما در كنترل خيزش آستنوسفر (Asthenosphere doming) ، دياپيريسم، انبساط ، جريانهاي همرفت (Convection) و صعود (Upwelling) به مقياس وسيع HACONS تصور مي شود يا به بيان كلي ناپايداري زمين ريشه در پويايي HANCONS دارد كه خود فرايندي از اكسيداسيون تركيبات هيدريدي (Silane حاصل از تركيب H با SiC) نشات گرفته از هسته زمين مي تواند باشد. آستنوسفر يا (Low Velocity Zone) LVZ در زير پوسته مخزن بزرگي از انرژي گرمايي، انواع گازها مثل He, Hg, GeH4, CH3F, HCN, HCl, HF, CO, CO2, CH4, H2 و … و شورابه هايي (Saline Water) است كه حاوي عناصر قليايي، فلزات سنگين و كمياب مثل Ba, REE, Th, U, Zn, Pb, Ni, Co, Cu, Mn, Fe, ??PT, Ag, Au وP و سايرين است كه در صورت راه يافتن به پوسته زمين از گذرگاههايي مثل ريفت ها، گسله هاي ژرف و …مي تواند واكنشهاي متفاوت و كانساهار مختلف را بوجود آورد.
كلمات كليدي:
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-SGSI02-SGSI02_057.html ]
|