|
مقايسه افيوليتهاي شمال نائين با افيوليتهاي دهشير
نويسندهگان:
[ موسي نقره ئيان ] - گروه زمين شناسي- دانشگاه اصفهان [ عبدالرزاق جباري ] - گروه زمين شناسي- دانشگاه اصفهان [ محمدعلي مكي زاده ] - گروه زمين شناسي- دانشگاه اصفهان [ شهرام آزادزاد ] - گروه زمين شناسي- دانشگاه اصفهان
خلاصه مقاله:
ملانژ افيوليتي ائين در لبه غربي زون ايران مركزي و در امتداد زون گسلي دهشير بافت، از بافت تا دهشير – جنوب نائين – شمال نائين – انارك و … رخنمون هايي را نشان ميدهد. مشاهدات صحرايي در زمين شناسي اوليه شباهتهاي نزديكي را بين اين ملانژها نشان ميدهد. ليتولوژي اين دو ناخيه به مقدار زيادي مشابه بوده و از بالا به پائين شامل:
1ـ آهك هاي پلازيك، آهك ماسه اي و راديولاريت كرتاسه فوقاني
2ـ بازالت ها با ساخت بالشي و ماسيون (بيشتر در منطقه دهشير)
3ـ دايكهاي صفحه اي با تركيب دلريتي
4ـ پلاژيورانيت ها كه در زير دايك ها و روي گابروها قرار دارند.
5ـ خانواده گابرو كه شامل نوريت ها، گابروها و گابروهاي نوريتي مي باشد (دهشير كابروي آمفيبول، و پيروكسن دار)
6ـ سنگهاي پريدوتيتي با بافت كومولا شامل هرزبورژيت، ورليت و دونيت
7ـ سنگهاي پريدوتيتي با بافت تكتونيت شامل هرزبورژيت، ورليت و دونيت كه اين سنگها در افيوليتهاي نائين گاهي توسط دايكهاي رودنژيتي قطع شده اند كمپلكس افيلويتي نائين به طور عمده از پريدوتيتهاي هرزبورژيتي و سرپانتينيت شتكيل شده اند. پيروكسنيت ها و لرزوليت ها در آن خيلي كم است. گاهي دايكهاي لرزوليتي و ديابازي و گابرويي آنها را قطع كرد اند. سنگهاي اهكي و راديولاريت به طور پراكنده در سرتاسر منطقه وجود دارد كه از قطعات چند متري تا چند صد متري مي باشند بخصوص در بخش جنوب شرقي افيوليتها (شمال شرق نائين) سن احتمالي ملانژ افيوليتي نائين پالئوسن تا ائوسن زيرين مي باشد، زيرا جوانترين سنگ رسوي منطقه متعلق به ائوسن زيرين است. با توجه به جايگيري بسياري از افيوليتهاي ايران بر اثر فاز كوهزايي لاراميد احتمالا اين ملانژ افيوليتي بر اثر اين فاز كوهزايي حاصل شده است. نتايج آناليزهاي ژئوشيميايي نشان مي دهد كه ملانژ افيوليتي شمال نائين از نظر K2O فقير شده (داراي كمتر از ده درصد وزني K2O) است. ترمهاي بازيك و حد واسط اين مجموه نسبت به آهن و تيتان غني شدگي نشان نمي دهند و از نظر پترولوژي و ژئوشيمي داراي روند ماگماي تولوئيت جزاير قوسي بوده كه در نتيجه ذوب بخشي يك منشا تهي شده بوجود امده است. با توجه به شواهد صحرايي، ژئوشيميايي، پتروگرافي و پترولوژي و شباهتهاي اين ملانژ افيوليتي به افيوليتهاي سبزوار وانارك، اين سنكانس با تولئيتهاي جزاير قوسي قابل مقايسه است. و اما در افيولتهاي دهشير داد ه هاي ژئوشيميايي عناصر اصلي، قليل و نادر خاكي براي تاييد خويشاندي واحدهاي مختلف سنگي مورد بررسي قرار گرفته اند. به طور كلي ماگماي سازنده افيوليت دهشير داراي سرشت تولئيتهاي MORB است كه از ذوب بخشي (حدود 22%) سنگ مادرگارنت لرزوليت حاصل شده است. پلاژيوگرانيتها در اينجا به دو دسته قابل جدايش هستند:
1ـ در هميافتي با دايكهاي صفحه اي – گابروهاي آمفيبول دار
2ـ در هميافتي با مجموعه دگرگوني ناحيه اي بصورت نافذ در آن.
در هر دو دسته پلاژيوگرانيت شباهت ژئوشيميايي داشته و در محدوده پلاژيوگرانيتهاي اقيانوسي (OP) واقع مي شوند. پلاژيو گرانيتهاي دسته دوم احتمالا از ذوب بخشي گابروهاي هيدراته – آمفيبوليتها حاصل شده اند. با توجه به شواهد موجود محيط ژئوديناميك افيوليت دهشير يك كافت اقيانوسي بوده است. رخداد سرپانتيني شدن اولترامافيك ها در گستره دهشير منجر به آزادي Cao و هجوم آن به سوي دايكهاي گابرويي شده استرودنژيت ها كه حاصل متاسوماتيسم هستند از مجموعه كانيابي جگراسولر، پكتوليت، وزوويان ، اسفن، پرهنيت، اپيدوت تشكيل شده اند. فرايند كربنات زايي (ليستونيتي شدن) تحت تاثير سيالات حاوي CO2 در اولترابازيك هاي دهشير صورت گرفته است. ولكانيسم كوارتنر با سرشت كالكوآلكالن در حواشي افيوليت به عنوان عامل تامين سيالات co2 دار در ليستونيتي شدن از ديدگاه ژئوشيمي مورد بررسي قرار گرفته است.
كلمات كليدي:
فایل PDF حاوی متن کامل این مقاله در حال حاضر در سایت موجود نمیباشد.
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-SGSI08-SGSI08_109.html ]
|