|
بكارگيري مفاهيم SCM در طراحي نظام اجرائي شركت هاي GC
نويسندهگان:
مهدي غضنفري - دانشيار دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران فرزاد تهم - دانشجوي كارشناسي دانشكده مهندسي صنايع دانشگاه علم و صنعت ايران مهرخ ديزج خليلي - كارشناس سازمان مديريت و برنامه ريزي استان تهران
خلاصه مقاله:
در شرايط امروزي با افزايش فشارهاي رقابتي و پيچيدگي هاي كسب وكار ازيك سو و محدوديت منابع از سوي ديگر، شايسته است سازمانها با هدف كسب و تقويت مزاياي رقابتي، فعاليت هاي غير اصلي و بخشي از فعاليت هاي اصلي را با بهره گيري از پتانسيل منابع خارجي انجام دهند. به دليل ارزش افزائي اين رهيافت، سوق يافتن سازمانها و صنايع به سمت بكارگيري پيمانكاران عمومي رو به افزايش است و در اين صورت ضروريست پيمانكاران عمومي در راستاي خدمت رساني اثربخش به كارفرمايان و به منظور ارتقاء توانمندي و تسريع در ارائه خدمات با بكارگيري مفاهيم جديد مديريتي بازنگري فرايندهاي كاري خويش پرداخته و با مديريتي يكپارچه خدماتي با كيفيتي در سطح رقابتي ارائه نمايند. بر اين مبنا، مقاله حاضر به تشريح مراحل تعريف و بكارگيري مفاهيم SCM با هدف بهبود فرايند انتخاب، ارزيابي و ارتقاي تامين كنندگان بطور اختصاصي براي شركت هاي GC اختصاص يافت و در نهايت با ارائه يك مدل تصميم گيري نظام اجرائي براي شركت هاي
پيمانكار عمومي طراحي شد.
كلمات كليدي:
زنجيره تامين، پيمانكار عمومي، مدل تصميم گيري، ارزيابي و ارتقاي تامين كننده
|