اولين همايش ملي مديريت شبكه هاي آبياري و زهكشي (1385)

 

كاربرد مدل OPDM در تعيين الگوي كشت در شرايط كم آبياري

نويسنده‌گان:
محمدهادي نظري فر - دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي آبياري و زهكشي دانشگاه بو علي سينا
رضوانه مومني - دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي آبياري و زهكشي دانشگاه تهران – پرديس ابوريحان
مازيار ملائي - دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي آبياري و زهكشي دانشگاه تهران – پرديس كشاورزي

خلاصه مقاله:

كم آبياري از استراتژيهاي به كار رفته براي كسب محصول با درآمد وسود ماكزيمم در سالهاي اخير است كه به دليل تشديد بحران آب و ازدياد جمعيت از يك سو و انباشت تجربيات و تحقيقات مربوطه از سوي ديگر مي رود تا جايگاه شايسته خود را در ايران پيدا كند. محدوديت منابع آبي و فراواني نسبي اراضي در ايران، ما را به سوي كم آبياري سوق مي دهد. طبق تعريفي ساده كم آبياري استفاده حداكثر از واحد آب (به جاي واحد زمين) است. OPDM مدلي است كه مي توان از آن جهت مديريت بهره برداري از شبكه هاي آبياري و زهكشي استفاده كرد.يكي از كاربردهاي اين مدل، دخيل كردن پارامتر كم آبي و مشاهده اثر آن بر عملكرد محصول است. در اين مطالعه با اعمال سه سناريو كم آبياري با مقادير %10، %20 و %30 بر روي سه محصول باقلا (Beans-dry) لوبيا (Beans-green) و برنج (rice) اين نتيجه حاصل شد كه در باقلا اعمال كم آبياري 10% ودر مورد لوبيا تا 30% كم آبياري مناسب مي باشد ولي در مورد برنج بهتر است كم آبياري اعمال نشود، در نهايت از آنجاييكه ميزان بهره وري آب يكي از معيارهاي اساسي درگزينش نهايي هر يك از محصولات فوق است با رازيابي شاخص سود خالص بهره وري به ازاء متر مكعب (NBPD) در حالتي كه منبع تغذيه آب سطحي و نوع سيستم آبياري ثقلي باشد، مشخص گرديد كه NBPD در محصول باقلا 921 ريال در تر مكعب ودر لوبيا معادل با 567 ريال در متر مكعب مي باشد، در نتيجه بهتر است كه كم آبياري بيشتر در مناطق تحت شت باقلا صورت گيرد.

 

كلمات كليدي:

كم آبياري ، مدل ، OPDM ، NBPD ، باقلا ، لوبيا ، برنج


دریافت اصل مقاله: http://www.civilica.com/Paper-IDNC01-IDNC01_105.html