|
آسيب پذيري نسبت به بحران؛ مسئله اي از جامعه يا براي جامعه؟ مطالعه موردي كلانشهر تهران
نويسنده:
محمود قديري - دانشجوي دكتري جغرافيا و برنامه ريزي شهري دانشگاه تربيت مدرس بورسيه (هيات علمي) دانشگاه پيام نور
خلاصه مقاله:
در طول تاريخ، جوامع انساني با بحرانها و مصيبت هاي زيادي روبرو بوده اند. با پيشرفت و تحول جوامع انساني، ورود به عصر صنعت، شهرنشيني، فناوري و تكنولوژي ، دامنه مخاطرات متنوع تر و بر شدت و بزرگي بحران ها و عواقب حاصل از آنها افزوده شده است. لذا مديريت بحران و كاهش آسيب پذيري از اهميت بيش از پيش برخوردار شده است.
در چنين شرايطي در راستاي سياستگذاري درست و نيل به جامعه اي پايدار، سوال اساسي و راهبردي اين است كه آسيب پذيري افراد، گروه ها و جوامه در برابر بحران ها حاصل چيشت؟ آيا علت اساسي عامل خطر و شدت و بزرگي آنهاست؟ يا اينكه ساختارهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي ؛ شرايط وكيفيت زندگي؛ وضعيت اجتماعي – اقتصادي و شرايط زندگي افراد و گروه هاي مختلف اجتماعي علت اساسي هستند؟
در پاسخ به اينسوال راهبردي ، با تغيير ديدگاه ها و نگرش ها، امروزه ديدگاه ساخت اجتماعي آسيب پذيري ، با نگاه به آسييب پذيري بعنوان مسئله اي از جامعه (problem of society) نه مسئله اي براي جامعه (problem for society) ، اعتقاد دارد كه آسيب پذيري ريشه در جامعه دارد نه خارج از آن. يكي از نقاط قوت بزرگ ديدگاه ساخت اجتماعي اين است كه به جاي علل مستقيم (proximate causes) به علل عميق تر ساختاري آسيب پذيري تمركز مي كند. بنابراين سياست نيل به آسيب پذيري از تاكيد بر محرك ها و مخاطرت به تاكيد بر شرايط اجتماعي – اقتصادي سيستم تغيير مي كند. در اين چارچوب كاهش فقر، ارتقاء سطوح برابري، اصلاح نهادي، و تقويت تامين اجتماعي، به اهداف مهمي براي كاهش آسيب پذيري تبديل مي شوند.
در اين مقاله نگارنده ابتدا از بعد نظري با مرور تعاريف، مفاهيم و ديدگاه هاي آسيب پذيري، به بررسي علل و عوامل آسيب پذيري در نظريات و ديدگاه هاي صاحبنظران و آسيب پذيري و بحران مي پردازد. در ادامه با تعيين متغيرهاي آسيب پذيري (شامل سه جزء: در معرض بودن، حساسيت، و ظرفيت مقابله و پاسخگويي) با روش توصيفي – تحليلي و با استفاده از مدل فشار – رهايي PAR به بررسي وضعيت آسيب پذيري كلانشهر تهران و علل آن (به منظور آگاه سازي سياست ها و برنامه هاي توسعه بطور اعم و سياستها و برنامه هاي مديريت بحران بطور اخص) مي پردازد.
نتيجه اينكه آسيب پذيري تهران چند سطحي و چند بعدي است و تحليل آن بايد با تحليل علل و عوامل ايجاد كننده، افزايش دهنده، تثبيت كننده و كاهش دهنده آسيب پذيري در چارچوب مديريت ريسك – توسعه پايدار آسيب ناپذير همراه گردد. سياستهاي كاهش آسيب پذيري بايد چند سطحي، همه جانبه و با تاكيد بر عوامل اجتماعي اقتصادي باشند.
كلمات كليدي:
مخاطرات ، ساخت اجتماعي آسيب پذيري ، بحران ، كلانشه تهران
|