|
برنامه ريزي راهبردي – كاربردي در مديريت بحران
نويسنده:
-
خلاصه مقاله:
كشور ايران روي كمربند زلزله قرار گرفته و به همين دليل، همانطور كه آمار نشان ميدهد طي 2500 سال تاريخ گذشته، كشور ايران به طور متوسط هر 10 سال شاهد يك زلزله ويرانكننده بوده است و تقريبا همهساله دچار انواع سيل ميباشد و با در نظر گرفتن اين موضوع كه ايران پل ارتباطي شرق و غرب بوده، لذا در هيچ زماني از جنگ و درگيريهاي داخلي و خارجي در امان نبوده است. جمع موارد فوق هشدار صريحي است كه ميبايست بيشتر از هر زماني آمادگي دفاع در برابر حوادث طبيعي و غيرطبيعي را داشت و با برنامهريزي صحيح و از پيش طراحي شده در مقاطع مختلف (پيش از وقوع حادثه، زمان وقوع حادثه و بعد از حادثه) و با تسلط كامل بتوان تلفات انساني و اقتصادي را كاهش داد.
هر حادثه طبيعي و غيرطبيعي به منزله جنگي است كه در آن صلاحهاي جنگي استفاده نميشود و با به كارگيري نيروهاي نظامي ميتوان به اهداف مديريت بحران دست يافت. بدين ترتيب و با بررسيهاي بيشتر مشابهتهايي بين حادثههاي طبيعي و جنگ پديدار شد كه بدان اشاره ميشود.
گروههاي شناسايي قبل از هر گروه ديگري براي جمعآوري اطلاعات صحيح از محل مناطق سكونتي و آمار و اطلاعات مربوط به مصدومين و بازماندگان و ليست نيازهاي آنان مورد نياز است. اين امر مشابهتي تام با برنامه اطلاعات عمليات دارد.
نقطه رهايي ؛ در جنگ نقطه رهايي مكاني بود كه نيروهاي شناسايي عمليات از آن جا به صورت پياده با تجهيزات كامل براي شناسايي مناطق مورد نظر فرمانده رها ميشدند. در حادثههاي طبيعي نيز به دليل نبود امكان پيشروي سواره شاهد نقاط رهايي هستيم. مسئلهاي كه در طول جنگ نيز ثابت گرديد اين است كه كليه اجزاء يك واحد نظامي طبق سازمان مشخص از درجات مافوق خود تبعيت كامل دارند و در اينگونه بحرانها نميتوان آنها را وادار به اطاعت از يك نظامي غيرآشنا به چتر پرورشي نظاميان نمود. و نكته ديگر اين كه اينگونه مناطق كمكم عرصه تاخت و تاز سياسي ميگردد و در كوران حادثه باعث تعلل در تصميمگيري مسئولين خواهد شد. در جهت رفع اين گونه نقايص نياز به فرماندهي واحد است تا نيروهاي داوطلب نيز تحت امر وي عمل نمايند.
كلمات كليدي:
|