دومين كنفرانس بين المللي مديريت پروژه (1384)

 

مقايسه تكنيك زمانبندي سنتي CPM با تكنيك جديد CCM مطالعه موردي

نويسنده‌گان:
محمد مهدي لطفي - عضو هيات علمي دانشگاه يزد- دانشكده مهندسي صنايع
الها محتشمي - كارشناس مهندسي صنايع- دانشگاه يزد- دانشكده مهندسي صنايع

خلاصه مقاله:

گرچه مديريت پروژه از ديرباز مورد توجه بوده و روشهاي گوناگوني براي زمانبندي پروژه ها بيان گرديده است ليكن امروزه در برخي كشورهاي صنعتي و سازمانهاي صنايع دفاع براي برنام هريزي و زمانبندي پروژه ها از روش مديريت زنجيره بحراني كه دكتر الياهو گلدرات در سال 1997 بر اساس نظريه تئوري محدوديتها TOC معرفي نمود استفاده مي كنند. مديريت زنجيره بحراني با استفاده از روابط بين فعاليتها، منابع مور د نياز و نحوه دسترسي به منابع، مدت پروژه را تعيين و براي جبران تأخير فعاليتهاي بحراني، از بافر پروژه در انتهاي زنجيره بحراني استفاده م يكند. در روش مديريت زنجيره بحراني شناسايي و مديريت ريسك از اهميت بالايي برخوردار م يباشد. بطور كلي مديريت زنجيره بحراني زمان و هزينه كل پروژه را كاهش داده و از تأخير در موعد تحويل پروژه جلوگيري ميكند. در اين مقاله تلاش شده است كه مديريت زنجيره بحراني و چگونگي برنام هريزي پروژ هها با اين روش مورد بحث و بررسي قرار گرفته و مقايس هاي با روش سنتي مسير بحراني به عمل آيد. براي اين منظور ابتدا مقدم هاي بر مديريت پروژه و فرآيند مديريت پروژه ارائه م يگردد. سپس بصورت فشرده مروري بر نظريه تئوري محدوديتها TOC و كاربرد آن در مديريت پروژه انجام يشود. همچنين شرح كلي از تكنيك مديريت مسير بحراني ارائه م يگردد. پس از آن تكنيك جديد مديريت زنجيره بحراني و نرم افزارPS8 معرفي م يگردد. در نهايت نتايج زمانبندي اجراي يك پروژه عملي با دو روش CPM و CCM و مقايسه اين دو روش ارائه م يگردد. در نهايت مقاله با يك نتيج هگيري خاتمه م ييابد.

 

كلمات كليدي:

تئوري محدودي تها، مديريت زنجيره بحراني، مديريت مسير بحراني، بافر پروژه، بافر تغذيه، بافر منبع


دریافت اصل مقاله: http://www.civilica.com/Paper-IPMC02-IPMC02_035.html