|
تغييرات زماني انباشت و عمق آب معادل برف در سرشاخه هاي كارون شمالي ( مطالعة موردي گردنه چري) Fulltext
نويسندهگان:
[ روانبخش رئيسيان ] - عضو هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان چهارمحال و بختياري [ جهانگرد پرهمت ] - عضو هيات علمي مركز تحقيقات حفاظت خاك و آبخيزداري [ خدايار عبداللهي ] - كارشناس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان چهارمحال و بختياري [ مهرداد قطره ] - مدير كل اداره هواشناسي استان چهار محال و بختاري
خلاصه مقاله:
يكي از اشكال بارش، برف مي باشد. برف از چگالش توده هاي هواي مرطوب در طي صعود و در شرايطي كه درجه حرارت كمتر از نقطه انجماد باشد صورت مي گيرد[3]. وقوع بارش برف در مناطق سردسير و كوهستاني بيش از ساير مناطق است. استان چهار محال و بختياري كه در سرآب دو حوضه آبخيز كارون و زاينده رود قرار دارد، منطقه اي كوهستاني است كه 82% آن را كوهها و تپه ها تشكيل مي دهند. اين كوهها داراي 16 قله با ارتفاع بيش از 3500 متر مي باشند كه مرتفع ترين آنها زردكوه با ارتفاع 4548 متر مي باشد[4]. به دليل مرتفع بودن منطقه و وجود قلل متعدد و بلند درآن، يخش قابل توجهي از بارش بخصوص در فصل زمستان بصورت برف نازل مي شو[5]. شدت كوهستاني بودن زيرحوزه هاي كوهرنگ و بازفت در حوزه كارون شمالي بيش از ساير زير حوزه ها است. اين وضعيت موجب گرديده كه نه تنها ميزان بارندگي در اين دو زير حوضه بسيار بيشتر از ساير نواحي است، بلكه ميزان ريزش برف نيز به نسبت بيشتر مي باشد. ميزان بارش برف در اين مناطق به حدي است كه در برخي از نقاط آن يخچالهاي طبيعي دائمي تشكيل يافته است. از طرفي ذوب برف و سيلابهاي ناشي از آن در حوزه هاي هيدرولوژيكي حائز اهميت فراوان است. حوزه كارون شمالي نيز يكي از حوزه هاي مهم هيدرولوژيكي استان و كشور مي باشد و برف يكي از پارامترهاي مهم در مطالعات هيدرولوژيكي اين حوزه و زير حوزه هاي آن به شمار مي رود. مطالعه و بررسي ميزان برف وحجم آب حاصل از آن، كمك شاياني به مديريت و برنامه ريزي منابع آب و امور مرتبط با آب و خاك از قبيل برنامههاي حفاظت خاك و آبخيزداري، احداث سد، تأمين آب كشاورزي و شرب در مناطق بالا دست و پايين دست حوزه هاي آبخيز خواهد نمود. از نظر توجيه اقتصادي و اجتماعي ميتوان گفت كه نياز روزافزون به آب به تبع افزايش جمعيت و افزايش تقاضا نيازمند شناخت و تحقيق و بررسي منابع مهم آبي مي باشد. در اين ميان برف جايگاه ويژه خود را بخصوص در اين حوزه و پاياب آن دارا ميباشد. از طرف ديگر، فقدان اطلاعات دقيق و پيوسته و طولانيمدت فرصت تصميمگيري را در بسياري از موارد سلب نموده و تعيين نقش و سهم برف در منابع آبي منطقه را بعضاٌ غيرممكن نموده است. نياز بخشهاي مختلف نظير آبخيزداري, منابع طبيعي, آب و هواشناسي به دادههاي برف و آب حاصل از آن، بررسي ميزان و تغييرات انباشت و آب معادل برف راايجاب مي نمايد. اين شرايط زمينة مناسبي براي انجام تحقيقات پيرامون برف و هيدرولوژي آن را در اين منطقه فراهم نموده است.
كلمات كليدي:
برف ، انباشت ، تغييرات زماني
[ لينک دايمي به اين صفحه: http://www.civilica.com/Paper-COWR01-COWR01_186.html ]
|