CIVILICA We Respect the Science
(ناشر تخصصی کنفرانسهای کشور / شماره مجوز انتشارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: ۸۹۷۱)

گواهی نمایه سازی مقاله تربیت دینی و آسیب شناسی تعارض و تضاد از دیدگاه فارابی

عنوان مقاله: تربیت دینی و آسیب شناسی تعارض و تضاد از دیدگاه فارابی
شناسه (COI) مقاله: EPSCONF01_155
منتشر شده در اولین کنفرانس ملی توسعه پایدار در علوم تربیتی و روانشناسی، مطالعات اجتماعی و فرهنگی در سال ۱۳۹۳
مشخصات نویسندگان مقاله:

سیدمحسن مرتضوی - دانشجوی دکتری دانشگاه شیراز
مهرانه شایگان - کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش
طاهره مرتضوی - کارشناس علوم و معارف اسلامی

خلاصه مقاله:
از مبانی تعلیم و تربیت در اسلام است که انسان را مجموعه ای از استعدادهای بالقوه می داند و برای به فعلیت در آوردن این استعدادها و تواناییها، همانا باید هدف تعلیم و تربیت اسلامی بر مبنای حقیقت جویی و حصول رستگاری برآورده گردد. و این مهم با تعلم و تعقل همراه با تزکیه حاصل می گردد پس عقلانیت و اخلاق در کنار یکدیگر تعلیم و تربیت را رقم می زنند و دو جز اصلی این امر مختص انسانی را، به منصه ظهور می رساند. اندیشمندان دینی و غیر دینی نیز به اهمیت تربیت واقف گردیده و به روشها و طرح آراء خود پرداخته اند در اندیشه های فارابی، محور اصلی انسان است. به گونه ای که انسان موجودی دو بعدی و مرکب از روح مجرد و جسم مادی می داند. روح متعالی ازجسمش هست قابلیت کمال روح و ترقی آن موجب ارزشمندتر و اصیلتر بودنش می باشد. ویژگیهای بشری را که دارای قوه تعقل، کرامت، مسؤولیت پذیر، مسلط بر نفس خویش و بر جهان، قدرت انتخاب، و ارزش گرا هست، در اسلام بیان شده است و اصولا خوشبینی به انسان و بشریت دارای فطرت پاک و خیرخواه از وجوه این دین است و هر آنچه همیت و وظایف انسان بیان شده ،در جهت تحصیل و حراست از فطرت، عقل و کرامت انسانهاست. فارابی نیز هر چند قائل به اهمیت و آماده سازی بدن و قوای جسمانی و حیوانی انسان هست. اما چنانکه بیان شد بدن در حکم ابزاری برای افعال نفس است. نفس، فاعل تمام خیر و شر است. به نظر وی، مراتب ششگانه هستی، جایگاه بشر را در جهان متعین می سازد: 1. وجود مبدأ اول و ذات لایزال الهی؛ 2 . عقول؛ 3. عقل فعال؛ 4. نفس و روح انسان؛ 5. صورت؛ 6. ماده. بنابراین، موقعیت انسانی در مدار چهارم این وجوه هستی واقع می شود و مرتبه مافوقش و مربی آن عقل فعال محسوب می شود. علوم مختلف توسط اندیشه انسان و ارتباط خوش با جهان تبیین می گردد و رابطه عقل فعال با انسان و قوه عاقله وی مانند رابطه و تأثیر خورشید در چشم است که تا پرتو خورشید نتابد، چشم نمیتواند ببیند . اما این علوم مختلف به تنهایی و جز در رهگذر اندیشه و تعقل در قبال پیرامون بشر عاید نمی گردد به عبارتی انسان براى رشد خود و حرکت خود، به تضادها و رقابت ها و به حریف ها و دشمن هایى نیاز دارد. این تضادهاى روانى و این دشمن هاى پنهان و آشکار، درگیرى هایى دارند و این درگیرى ها براى انسان آمادگى و ورزیدگى را به ارمغان مى آورند و او را به جریان مى اندازند. امروزه نیز با مخالفت و تضادهای گوناگون اعم از دین و سیاست و اقتصاد و... به درون مرزهای فرهنگی و جغرافیاییممالک اسلامی از جمله ایران، هر عقل سلیمی باید به فکر آینده فرهنگ خود باشد، در این صورت در مقابل خود وظیفه ای می بیند نظیر آنچه فارابی با آن روبه رو بود. قطعا اندیشمندان و دانشمندان این برهه زمانی موظف اند تا جهت هدایت جامعه و گستره ارتباط بین علوم پیوندی تلاش کنند و به تبیین این علوم و فرهنگ اصیل خود بپردازند. به همین دلیل فکر و شیوه اندیشه فارابی اهمیتی دو صد چندان برای دوران معاصر دارد و جهان متفکران دیگری همچون معلم ثانی را می طلبد که این هماهنگی و ارزشمداری بشر حفظ گردد.

کلمات کلیدی:
تربیت دینی، فارابی،تضاد

صفحه اختصاصی مقاله و دریافت فایل کامل: https://www.civilica.com/Paper-EPSCONF01-EPSCONF01_155.html