CIVILICA We Respect the Science
(ناشر تخصصی کنفرانسهای کشور / شماره مجوز انتشارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: ۸۹۷۱)

گواهی نمایه سازی مقاله آگاهی بخشی و نقادی: بنیادی ترین کارکردهای علوم انسانی

عنوان مقاله: آگاهی بخشی و نقادی: بنیادی ترین کارکردهای علوم انسانی
شناسه (COI) مقاله: SOCIALSCIENCECONF01_142
منتشر شده در کنگره ملی علوم انسانی در سال ۱۳۸۵
مشخصات نویسندگان مقاله:

بابک شمشیری - عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز

خلاصه مقاله:
در سده اخیر فایده مندی علم به صور گوناگون مطرح شده است . اگر در گذشته های دور برای علم، فی نفسه یا به تعبیری علم برای علم ارزش و اهمیت قائل بودند، در دوران معاصر، این شعار تغییر کرده است؛ به طوری که فایده مندی وکاربرد است که شأن و جایگاه علوم مختلف در جامعه را تعیین م ی کند . اگر امروزه گفته می شود دانش توانایی است. این گ زاره خود حکایت از وضوعیت فایده مندی علوم دارد؛ به دیگر سخن، دانش بایدبه توانایی منجر شود درغیر این صورت شاید اطلاق دانش بر آن، اشتباه باشد . توانایی نیز مفهومی است که در بطن خود دلالت بر کارکرد و سودمندی دارد . به نظر می آید که رابطه علم و کاربرد آن در حیطه علوم تجربی بسیار شفاف و آشکار باشد . در این حیطه حتی دانشهایی که کاملاً جنبه نظری محض دارند، فا یده مندی خود را در فناوری و سایر حیطه های کاربردی نظیر علوم پزشکی و فنی - مهندسی نشان می دهند. این در حالی است که پرسش درباره کارکردهای علوم انسانی در جامعه، همچنان به عنوان س والی بنیادی به قوت خود باقی است ؛ از این رو مقاله حاضر به تبیین کارکردهای علوم انسا نی در جامعه پرداخته است . مرور دیدگاههای مختلف درباره این موضوع، نشان دهنده آن است که می توان کارکردهایی مثل موارد ذیل را برای علوم انسانی در نظر گرفت: 1) ساخت مبانی نظری علوم و فنون گوناگون، 2) فهم عمیق علوم ط بیعی در گرو ( علوم انسانی 3) جهت دهی به علوم مختل ف، 4) هدفمند کردن فرد و ج امعه، 5 سالم سازی فرد و جامعه ، 6) برنامه ریزی های اجتماعی و سیاست گزاری اجتماعی، 7) حفظ انسجام و یکپارچگی جامعه و 8) رشد و تکامل فرد و جامعه. تجزیه و تحلیل این کارکردها، حکایت از نادیده انگاری دو کارکرد مهم د ارد. این کارکردها عبار تند از نقش آگاهی بخشی و نقادی علوم انسانی . نتیجه مقاله حاضر آن است که هشت کارکرد نامبرده بدون در نظر گرفتن این دو کارکرد (آگا هی بخشی و نقادی ) یا ناقص هستند یا بی نتیجه ؛ به دیگر سخن، نقش اصلی علوم انسانی را نه در کارکردهای ملموس و عینی، بلکه با ید در رسالت آگاهی بخشی و نقادی آن جستجو کرد؛ نقشی که به تنهایی کافی است تا ضرورت توجه و سرمایه گذاری در آن را توجیه نماید توجه به این نقش، نکته بسیار مهمی را آشکار می سازد. نکته ای که هم در برنامه ریزی درسی علوم انسانی چه در سطح آمو زش عمومی و چه در سطح آموزش عالی و ه م در شیوه های آموزش آن با ید مورد اهتمام قرار گیرد. این نکته مهم و اساسی عبارت است از در هم ت نیدگی شاخه های مختلف علوم انسانی ؛ به دیگر سخن علوم انسانی زمانی قادر به اجرای موفقیت آمیز کارکردهای خود به ویژه آگاهی بخشی و نقادی است که در درجه نخست، این علوم به خوبی فهم و درک شوند. فهم و درک این علوم نیز منو ط و مشروط به آموزش مناسب آن است ؛ بدین ترتیب نگارنده بر این باور است که فهم و درک شاخه های مختلف علوم انسانی، زمانی صورت می گیرد که علوم انسانی به صورت یک کل یکپارچه و در هم تنیده دیده شود . به نظر می آید بی توج هی به نکته فوق از جمله نارسا ییهای آموزش علوم انسانی در سطح جهان باشد . غفلتی که از تخصص گرایی بسیار شدید، کلیشه ای و بعضاً تقلیدی (از علوم تجربی) در سده اخیر ناشی شده است

کلمات کلیدی:
کارکرد،علوم انسانی،آگاهی بخشی (روشنگری )، برنامه ریزی درسی، شیوه آموزش، نقادی

صفحه اختصاصی مقاله و دریافت فایل کامل: https://www.civilica.com/Paper-SOCIALSCIENCECONF01-SOCIALSCIENCECONF01_142.html